در گفتگو با دکتر حسین زاده بحرینی استاد دانشگاه مطرح شد:
بازخوانی اندیشه های اقتصادی امام هشتم(ع)
* گفت و گو طیبه مروت
آیین مقدس اسلام، مجموعه ای منسجم و نظام مند از آموزه های مورد نیاز جوامع بشری را در قالب آیات قرآن و روایات پیشوایان معصوم- علیهم السلام- به انسانها عرضه کرده است.
آموزه های اسلام در عرصه تمامی زیر سامانه های نظام اجتماعی مشتمل بر نظام فرهنگی، نظام تربیتی، نظام سیاسی، نظام اقتصادی قابل بازیابی و در صورت فراهم بودن زمینه های لازم، قابل اجراست. در گفتگو با دکتر حسین زاده بحرینی اقتصاددان و استاد دانشگاه آموزه هایی از نظام اقتصادی اسلام که در سخنان امام علی بن موسی الرضا(ع) بدانها اشاره شده مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفته است.
به عنوان سؤال اول بفرمائید مالکیت از دیدگاه امام هشتم(ع) چگونه تعریف می شود؟
مالکیت از جمله مفاهیم شناخته شده ای است که قدمت آن به اندازه عمر بشر است. انسانها از آن هنگام که خود را می شناسند، به طور فطری با مفهوم مالکیت آشنا می شوند. وظیفه پیشوایان دین که معلمان بشریت هستند، تبیین عرفی این گونه مفاهیم شناخته شده نیست، بلکه جهت دادن به آنها و بهره برداری از مفاهیم مزبور در مسیر تربیت الهی انسانهاست. از نظر دانشمندان علم حقوق، مالکیت رابطه ای اعتباری است که میان «مملوک» با «مالک» برقرار می شود و بر اساس آن مالک حق می یابد در مملوک خود «تصرف مالکانه» داشته باشد؛ مثلاً آن را به دیگری بفروشد یا ببخشد، منافع آن را به دیگری واگذار کند، آن را مورد استفاده شخصی قرار دهد یا معطل بگذارد. طبق این تعریف- که تبیین کاملاً عرفی مالکیت است- مالک حتی می تواند مال خود را در معرض تلف شدن قرار بدهد و از بین ببرد. مبنای نظری این طرز تلقی از مالکیت، نظریه ای است که از آن به «انسان مالکی» تعبیر می شود.
این دیدگاه، در طول تاریخ، همواره در میان انسانها و جوامعی که به حضور مؤثر خداوند در جامعه و زندگی خود معتقد نبوده اند، رواج داشته است قرآن کریم از زبان قوم شعیب(ع) نقل می کند که به پیامبر خود می گفتند: «اصلوتک تامرک ان نترک ما یعبد آبائنا اوان نفعل فی اموالنا ما نشاء؟» (هود-87) یعنی آیا نمازی که می خوانی تو را وا می دارد که ما را از پرستش خدایان پدرانمان و از این که هر گونه می خواهیم در امول خود تصرف کنیم، منع کنی؟ این طرز تلقی از مالکیت همان است که از آن به عنوان «انسان مالکی» یاد کردیم. اگر بناست دیدگاه امام هشتم(ع) و دیگر پیشوایان الهی را در مورد مالکیت بازخوانی کنیم، بحث را باید دقیقاً از همین نقطه و از همین زاویه آغاز کنیم.
مکاتب الهی در مقابل این دیدگاه، نظریه «خدا مالکی» را مطرح ساخته اند. بر اساس روایتی که در مستدرک الوسایل از امام هشتم(ع) وارد شده و به وسیله آیات متعددی از قرآن کریم و انبوهی از روایات رسیده پیامبر اکرم(ص) و ائمه معصومین(ع) پشتیبانی می شود، تمامی اموال، اشیاء و حتی نفوس، حقیقتاً متعلق به خداوند است؛ نتیجه این رویکرد، سلب مالکیت از انسان نیست، بلکه سلب مالکیت «حقیقی» از انسان است. نتایج عملی و مهمی بر این رویکرد مترتب می شود که بعداً به آنها خواهیم پرداخت؛ نتایجی که با رویکرد «انسان مالکی» و در شرایط عادی چندان قابل توقع نیست. در حدیث امام هشتم(ع) تصریح شده است که همه اموال و اشیاء حقیقتاً ملک خداوند هستند و رابطه آنها با انسان، رابطه «عاریت» است و دقیقاً به همین دلیل است که از نظر امام هشتم(ع)، انسانها مالکان «مجازی» و نه «حقیقی» دارایی هایی هستند که طبق موازین عرفی و بر اساس «قراردادهای اجتماعی» به آنها تعلق دارد: «و ماکان فی ایدی الناس، عواری. و انهم مالکون مجازا لا حقیقه له» (مستدرک الوسایل، ج7، صفحه284). تفاوت جوهری این دو دیدگاه، در نوع رابطه ای است که بر اساس هر یک از دو رویکرد میان انسان و داراییهای او برقرار می شود.
* منظور شما از مالکیت حقیقی به خصوص وقتی آن را در مقابل مالکیت مجازی به کار می برید، چیست؟ و با توجه به بیان امام رضا(ع) اصولاً رابطه میان خداوند و اموال یا اشیاء به عنوان داراییهای او چگونه قابل تصور است؟
** اجازه بدهید برای پاسخ به این سؤال و ارایه توضیح دقیق تری پیرامون این دو نوع مالکیت، از مثالی استفاده کنم که فلاسفه برای مالکیت حقیقی مطرح کرده اند. اصطلاح مالکیت حقیقی اصولاً در مورد رابطه خداوند با مخلوقاتش به کار می رود؛ تنها موردی که این اصطلاح- آن هم با مسامحه- در رابطه با غیر خداوند نیز کاربرد پیدا می کند، موردی است که در همین مثال به آن اشاره شده است: وقتی شما شیئی را- مثلاً یک گل را- تصور می کنید، صورتی ذهنی از آن شیء در ذهن شما نقش می بندد. این صورت ذهنی مال شماست. مادام که توجه شما باقی است، آن صورت ذهنی هم باقی است. به محض این که از توجه به آن منصرف می شوید، چه اتفاقی می افتد؟ صورت ذهنی که تا به حال متعلق به شما بود دیگر مال شما نیست؛ نه به این معنی که از حالا به بعد مال دیگری است، بلکه به این معنی که آن شیء(صورت ذهنی) اصلاً دیگر وجود ندارد. به بیان مرحوم شیخ محمد حسین اصفهانی در حاشیه بر مکاسب، «یدور امر الملکیه الحقیقیه بین الوجود و العدم». تنها راه برای این که مالک حقیقی یک شیء دیگر مالک آن نباشد این است که آن شیء ، وجود نداشته باشد. بنابراین، وقتی می گوییم خداوند مالک حقیقی اشیاست به این معنی است که همه موجودات اصل وجود خود را مدیون حضرت حق هستند. درک مفهوم مالکیت حقیقی وقتی میسر است که تصور درستی از مفهوم مالکیت مجازی داشته باشیم. شما امروز یک اثر هنری زیبا خلق می کنید و طبعاً مالک آن هستید. فردا آن را به دوست خود هدیه می دهید.
با این عمل، مالکیت آن شیء از شما سلب می شود، اما وجود آن همچنان باقی است. در همه این موارد بدون این که مملوک موجودیت خود را از دست بدهد، مالکیت آن از مالک اول سلب می شود، نوع مالکیت، مالکیت مجازی است. این مطلب در عین بدیهی بودن، به شدت و همواره مورد غفلت انسانها بوده است. تلقی «انسان مالکی» از مالکیت، دقیقاً به دلیل همین غفلت پدید آمده، در ذهن انسانها جای گرفته و سرچشمه بسیاری از مشکلاتی و نابسامانی های اجتماعی شده است. تأکید امام هشتم(ع) بر «مجازی» و «عاریت» بودن آنچه انسانها به عنوان دارایی خویش می شناسند (ما کان ایدی الناس عواری و انهم مالکون مجازا لا حقیقه له)، بر همین اساس قابل فهم است.
* این که امام رضا(ع) تأکید بر مجازیت و عاریت بودن در مالکیت دارند آیا می توان گفت مالکیت غیر خدا اعتباری است؟
** البته هر مالکیت اعتباری حتماً مجازی هم هست؛ نکته ای که در این جا وجود دارد و از مفهوم سخنان امام رضا(ع) می توان دریافت این است که مالکیت وقتی حقیقی نبود (به همان معنا که قبلاً گفتیم)، باید روایی و اعتبار خود را از یک منبع دارای اعتبار کسب کند. این منبع معتبر گاهی شرع است، گاهی عرف است و گاهی قانون. دقیقاً به همین دلیل هم هست که دارنده یک شیء خاص در یک جامعه، مالک آن شیء به حساب می آید و در جامعه دیگری- با قانون، مذهب یا فرهنگ متفاوت- به عنوان مالک آن شیء شناخته نمی شود. مثال روشنش مالکیت مشروبات الکلی و آلات ویژه قمار است که در جوامعی که حکومت مبتنی بر آموزه های اسلامی در آنها حاکم است به رسمیت شناخته نمی شود؛ اما همین اشیاء در بسیاری از جوامع دیگر، «ملک» دارندگان آنها به حساب می آید. اتفاقاً تأکید امام رضا(ع) بر اعتباری بودن مالکیتها، راهکار بسیار خوبی به ما ارایه می دهد که با استفاده از آن می توان واقعیت دارایی ها یعنی مجازی و نه حقیقی بودن آنها را درک کرد.
اعتقاد انسان به مجازی و اعتباری بودن دارایی هایش او را بر آن خواهد داشت که خود را فقط تا آنجا در اموال خود صاحب اختیار بداند که مالک حقیقی آنها برایش «اعتبار» نموده است. چه کسی می تواند در مقابل این آیه قرآن تمکین کند که می فرماید: «و فی اموالکم حق معلوم للسائل و المحروم»؟ اگر پیش آموزه های دینی از جمله آنچه از امام هشتم(ع) درباره مجازی بودن داراییهای انسان نقل کردیم به باور عمومی جامعه تبدیل نشده باشد، به هیچ وجه نمی توان صدر و ذیل این آیه را با هم جمع کرد. در ابتدای آیه تصریح شده است که آنچه در اختیار دارید، مال شماست (اموالکم)؛ با این تصریح، سائل و محروم در اموال ما چه حقی می توانند داشته باشند؟ این دو گانگی تنها در سایه این باور حل خواهد شد که داراییهای ما اگر چه ملک ماست، اما این ملکیت از نوع مجازی و اعتباری است و تا آنجا نفوذ و اعتبار دارد که مالک حقیقی آن، اعتبار نموده است.

